تبليغاتX
«معماري استراتژيك»

رابطه بین فرهنگ و مدیریت مشارکتی

در خصوص رابطه بين فرهنگ سازماني و مديريت مشاركتي ابتدا مي خواهم مروري بر تعاريف هر كدام از واژه هاي فرهنگ، فرهنگ سازماني و مديريت مشاركتي داشته باشم:

فرهنگ چيست؟

در مورد فرهنگ انديشمندان با گرايش هاي متفاوت تعاريف مختلفي ارائه كرده اند كه فكر مي كنم، تعاريف زير تناسب بيشتري با موضوع مورد بحث دارد:

تعريف مارگارت ميد از فرهنگ: الگوي رفتاري مشترك، و كلودلوي فرهنگ را نظام هاي معنا و درك مشترك توصيف مي نمايد.

منبع: برگرفته از وبلاگ www.wetowej.blogfa.com

فرهنگ سازماني:

در مورد فرهنگ سازماني تعاريف متعددي ارايه شده است كه به رايج ترين آن‌ها اشاره مي شود: استيفن رابينزمي گويد: افراد از نظر شخصيت داراي نوعي ثبات رويه هستند كه مي توان براساس آن نوع نگرش و رفتار آن‌ها را پيش‌بيني كرد، سازمان هم مانند انسان داراي ويژگي‌هايي است كه اين ويژگي‌ها مي‌توانند بصورت صميمي، خلاق، نوآور يا محافظه كار باشند. براساس همين ويژگي‌ها مي‌توان نگرش‌ها و رفتارهاي كساني را كه درون اين سازمان‌ها هستند، پيش‌بيني نمود. مقصود اين است در سازمان يك متغير سيستمي وجود دارد و آن پديده را نمي‌توان به راحتي تعريف نمود ولي بطور حتم وجود دارد و افراد براي معرفي سازمان از اصطلاحات، عبارات و كلمه‌هاي مشابه استفاده مي‌كنند، ما اين متغير را فرهنگ سازماني مي‌ناميم. همانگونه كه در فرهنگ‌هاي قبيله‌اي با بيان عبارت‌ها يا اصطلاحات خاص، نوع كنش يا واكنش اعضاي قبيله نسبت به يكديگر و به خارجيان مشخص مي‌شود. سازمان‌ها هم فرهنگ‌هايي دارند كه بر نوع رفتار اعضاء اثر مي‌گذارد يا نوع رفتار آنان را تعيين مي‌نمايد. (رابينز،1379،ص2-371) رابينز در يك تعريف ديگر، فرهنگ سازماني را نظام معاني مشتركي مي‌داند كه بوسيله اعضاي سازمان حفظ  و به تمايز سازمان از سازمانهاي ديگر منجر مي‌شود (اكبرريحانيان، پايان نامه،1378) جرج گردن نيز فرهنگ سازماني را نظام فرضيات و ارزشهاي مشتركي مي‌خواند كه بطور گسترده رعايت مي‌شود و به الگوي رفتار خاصي منجر مي‌شود (ريحانيان،1378 ) استانلي ديويس فرهنگ سازماني را الگويي از ارزشها و باورهاي مشتركي مي‌شمارد كه به اعضاي يك نهاد معني و مفهوم مي‌بخشد. (طوسي،1376،ص156)

منبع: برگرفته از وبلاگ www.wetowej.blogfa.com

مديريت مشاركتي:

مشاركت و مديريت مشاركتي يعني درگير شدن كاركنان در فرايند تصميم گيري، دعوت از همه افراد به تفكر استراتژيك و قبول مسئوليت فردي براي كيفيت كار و توليداتشان، حمايت و پاداش رفتار كاركنان كه از ديد آنها لحظه به لحظه ارباب رجوع را ارضا و عملكرد سازمان را بهبود مي بخشد. در هر حالت، مدل مشاركتي، نظارت اصلي بر سازماندهي تربيت و راهنمايي كاركنان، همچنين خودكنترلي را مستثني نمي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راستین در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت |

نفت گران و اقتصاد ایران

شنبه و اشنبه این هفته یعنی 13 و 14 بهمن، دومین کنفرانس تأمین مالی پروژه‌های صنعت نفت بود که اینجانب نیز در این کنفرانس حضور داشتم. کنفرانس با یک تیم اجرایی عالی و تیم علمی خوب برگزار شد و در کل کنفرانس خوبی بود که از همه دست اندرکاران آن تشکر می‌نمایم. تو يكي از غرفه‌ها به من مجله صنعت نفت را دادند( شماره پنجم آبان و آذر 86) همان‌طور كه داشتم مجله را ورق مي‌زدم، به یک قسمت از مجله که رسیدم ص 12 مصاحبه‌ای بود به اسم نفت گران و اقتصاد ایران، نوشته هایش بسیار توجه من را جلب نمود. و مخصوصاً قسمتی از مصاحبه با آقای حمیدرضا برادران شرکا رئیس اسبق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به اسم ضرورت برنامه‌ریزی غلتان که متن مصاحبه را در ادامه مي‌آورم.  

ضرورت برنامه‌ریزی غلتان

قیمت نفت برای برنامه چهارم بشکه‌ای 19 دلار بسته شده و احکام برنامه هم بر اساس همین درآمد تنظیم شده بود، در حالیکه متوسط درآمد نفتی کشور در مدت سپری شده از سال ابتدای برنامه بیش از این رقم است. با توجه به این افزایش محسوس سوال اساسی این است که چرا هیچ بازنگری و تغییری در برنامه چهارم صورت نگرفت و نرخ های تعیین شده برای رشد اقتصادی و مواردی از این دست در همان اعداد باقی مانده است در حالی که جای هیچ تردید نیست که درآمدهای ارزی تأثیر مستقیمی در رشد اقتصادی دارد. خصوصاً به خاطر محقق نشدن برنامه در دو سال گذشته باید گفت جای تأسف و تعجب است که با وجود افزایش بی‌سابقه درآمدهای کشور نه تنها بهبودی در شاخص‌های هدف در برنامه ایجاد نشده بلکه همان اهداف پیشین نیز که با نفت 19 دلار تعیین شده بود، محقق نشده است. برنامه‌ریزی غلتان این امکان را می‌دهد که پس از سپری شدن مدت مشخصی از برنامه با بازنگری در احکام برنامه بر مبنای شرایط اقتصادی روز، بسترهای تحقق برنامه بیش از پیش فراهم شود و این فرصت حتی برای برنامه چهارم نیز از دست نرفته است و می‌توان به دلیل تغییر درآمدهای کشور، اهداف برنامه را مورد بازبینی و تصحیح قرارداد. افزایش بی سابقه قیمت نفت نسبت به قیمت پیش‌بینی شده در برنامه چهارم توسعه، یکی از مواردی است که لزوم استفاده از برنامه‌ریزی غلتان را نشان می‌دهد. حال با توجه به اینکه لزوم برنامه‌ریزی غلتان در کشور ما با توجه به نوسانات قیمت نفت یک ضرورت است می توان اینگونه قلمداد کرد که شاید این ضرورت برای کشور ما بیش از کشورهای منطقه باشد. امروزه در کشورهای پیشرفته برنامه‌ریزی غلتان راهی است که به امر بودجه تسری داده و این کشورها در مقاطع زمانی مختلف از این راه استفاده کرده و از این طریق در احکام بودجه‌های سنواتی خود بازنگری می‌کنند. هدف از اجرای این نوع برنامه‌ریزی، افزابش اثرگذاری بودجه‌ها و برنامه‌هاست و بنابراین مؤلفه‌های خیلی اثرگذار لحاظ می‌شود.

اگر دوستان در مورد برنامه‌ريزي غلتان اطلاعات بيشتري دارند، ممنون مي‌شم كه در قسمت نظرات ارايه نمايند. 

+ نوشته شده توسط راستین در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت |
                                       مدیریت مشارکتی (بخش ۲)

مؤلفه هاي مديريت مشاركتي : 

    براي پياده شدن نظام مديريتي مشاركتي در سازمان ها بايد قبلاً مقدمات كار و زمينه              اجرا مهیا گردد جهت نيل به اين مقصود، توجه به مؤلفه هاي  زير ضروري است :

گرايش به عدم تمركز :

گرايش اهداف و فعاليت هاي سازمانها از تمركز به سوي عدم تمركز موجب تفويض اختيار بيشتر به زير دستان خواهد بود و مشاركت آنها را در تصميم گيري ها بيشتر خواهد كرد ، توجه به نيازها ، شرايط و امكانات اجرايي ، امكان تبادل نظر از بالا به پايين يا ارتباط متقابل مديران و برنامه ريزان و مجريان ، توجه به تفاوتهاي فردي كاركنان، توجه به خلاقيت ها، ابتكارات و آزادي عمل و توجه به تصميم گيري در رده هاي پايين از ويژگي هاي مثبت گرايش به عدم تمركز در نظام مديريت مشاركتي است . ( تصديقي- 1374)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راستین در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت |

                       مدیریت مشارکتی(بخش اول) 

امروزه فرايند توسعه ، تغيير و تحول در ساختار ، برنامه ها ، اهداف و روشها در همه نهادهاي اجتماعي ضرورتي اجتناب ناپذير است .  يكي از راههاي  تغيير  و تحول  در مديريت سازمان ها ، مديريت مشاركتي  است .

 مشكلات سازماني در زمينه هاي برنامه ريزي ، سازماندهي، هماهنگي، ارزشيابي و نياز به مديريت مشاركتي را دوچندان مي سازد.مشاركت در سازمان هاي يك جامعه ، بازواني قوي براي مديريت  است كه بسياري از مشكلات درون سازماني را سامان مي بخشد . اگر مديريت سازمان ها به اين پديده ي مهم در جهت تحقق اهداف سازمان توجه نكنند ، ناخواسته با مسايل و مشكلات بيشماري مواجه خواهند شد كه ضررهاي جبران ناپذيري براي سازمان و جامعه در برخواهد داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راستین در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت |