تبليغاتX
«معماري استراتژيك» - مدیریت منابع انسانی-آموزش الكترونيكي


آموزش الكترونيكي

          آموزش الكترونيكي به مجموعه اي وسيعي از نرم افزارهاي كاربردي و روشهاي آموزشي مبتني بر فناوري گفته مي شود كه شامل آموزشهاي برپايه رايانه، وب، اينترنت و همچنين كلاسها و دانشگاههاي مجازي و... است.
 در آمـوزش الكتــرونيكي، آمـــوزش از راه دور به صورت چندرسانه اي و با امكانات ارتباط متقابل ارائه مي گردد.

برخي از مزاياي آموزش الكترونيكي عبارتند از:

 

·         سهولت دسترسي به منابع آموزشي؛

·         كاهش زمان و هزينه رفت و آمد براي فراگيران؛

·         حق انتخاب فراگيران در تعيين دوره هاي آموزشي؛

·         امكان ثبت فعاليتها و پيگيري پيشرفت فراگيران توسط استاد؛

·         اجازه تهيه و آماده سازي مدلهاي مختلف آموزشي توسط استادان؛

·         امكان دسترسي شبانه روزي.



روشها و ابزارهاي آموزش الكترونيكي: باايجاد و توسعه شبكه هاي ارتباطي، تحولات شگرفي در آموزش الكترونيكي بوجود آمده است.

تلويزيون آموزشي دوطرفه باارائه تك درس، ارائه دروس اختصاصي يك موسسه آموزشي و ارائه تمامي دروس يك دوره، برنامه هاي خود را ارائه مي دهد. ويدئو كنفرانس تعاملي از ديگر روشهاي ارائه آموزش الكترونيكي است كه قابليتهايي نظير استفاده از وسايل كمك آموزشي، برقراري ارتباط با متخصصيـــن و ارتبــاط زنده فراگيران و مربيان با يكديگر را فراهم مي سازد.


آموزش مبتني بر رايانه، روشي نو در آموزش الكترونيكي است كه در چهار دسته بندي كلي شامل ياري جستن از رايانه در آموزش (
CAI) ، مديريت آموزش با استفاده از رايانه (CMI) ، رايانه به عنوان وسيله ارتباطي (CMC) و محيط چند رسانه اي بااستفاده از رايانه قرار مي گيرد.




 

روش آموزش يادگيري الكترونيكي

در آموزش مجازى ارتباط ميان مربي و فراگير از طريق كامپيوتر صورت مى گيرد.اساس كار  تعامل مداوم بين مربي و فراگير است. در اين شيوه فراگير دروس را به صورت off line دريافت كرده و در طول ترم هر زمانى كه بخواهد با گذرواژه اى كه  به وى داده مى شود مى تواند وارد كلاس شده و مطالب را دريافت كند و در اين راه فراگير موفق خواهد شد كه همانند كلاس هاى حضورى طى يك برنامه ريزى مرتب از اين دروس استفاده كند. البته فراگير در طول ترم از طريق سيستم مديريت يادگيرى به نام Learning management  system(LMS)  به صورت اتوماتيك كنترل شده به نحوى كه ورود و خروج فراگير، پرسش و پاسخ بين فراگير و استاد كوئيز و امتحان و... توسط سيستم مذكور اداره مى شود. در آموزش مجازى فرد براى آموزش محدود نيست و اين در حالى است كه كلاس هاى رفع اشكال و كوئيز و امتحان در ساعات معينى از هفته به صورت on line برگزار مى شود. اين زمان محدود شده توسط مركز آموزش مشخص مى شود. قابل ذكر است به دليل عدم دسترسى به پهناى باند مناسب ،ارتباط بين فراگير و استاد كند خواهد شد، در اينجا مى توان از سيستم چندرسانه اى (مولتى مديا) نظير CD به عنوان پشتيبانى استفاده كرد كه اين روش نيز روش كاملي نميباشد چرا كه داشتن نظم از اصول برنامه كارى فراگير است، در صورت ارائه CD كنترل وى از دست مركز آموزش خارج مى شود.


مديريت در آموزش الكترونيكي

 ضرورت طراحي و ايجاد سيستم هاي مديريت آموزشي با توسعه اين صنعت بيش از پيش احساس مي گردد. سيستم مديريت آموزشي قدرتمند و فراگير، مديريت اجرايي برنامه هاي آموزشي را در درون يك سازمان تسهيل كرده و به كاركنان و آموزش گيرندگان كمك مي كند تا پيشرفت آموزشي خود را ارزيابي كرده و براي گامهاي بعدي يادگيري خود، برنامه ريزي كنند. از ديگر قابليتهاي يك سيستم مديريت آموزشي خوب، امكان استفاده مجدد از اطلاعات و مطالب آموزشي است.



استانداردسازي در آموزش الكترونيكي

استانداردسازي محصولات هر صنعت، استفاده بهينه و فراگير اين محصولات را توسط كاربران فراهم مي سازد. وجود استانداردهاي معتبر باعث ايجاد اطمينان سرمايه گذاري در زمينه نيروي انساني و زمان مي گردد.
سيستم هاي آموزش الكترونيكي نيز چنانچه بخواهند با هم همكاري داشته باشند، لازم است تا ساختارهاي داده اشتراكي را بفهمند. بدون داشتن استانداردهاي مشخص ، هر متولي و توليدكننده آموزشي ، ابزارها و ساختار داده خودش را خواهد داشت و امكان همكاري بين آنها نخواهد بود.

 

بطور كلي استفاده از استاندارد ها و توسعه سيستم ها بر مبناي آنها داراي مزيت هاي زير است:

1-    ماندگاري [1] در صورتي كه نرم افزارها و مواد آموزشي بر اساس استانداردهاي منظم و مدون ايجاد شوند .همگام با تغيير محتوا و شيوه ها براحتي قابل تغيير بوده و مدت زمان بيشتري مي توانند مورد استفاده قرار گيرند. بعبارتي ديگر با تغييردر مطالب و شيوه هاي آموزشي ، مجبور به جايگزين كردي سيستم نخواهيم بود.

2-    همكاري[2] در صورتي كه سيستم هاي آموزشي منطبق بر استانداردها ايجاد شوند ،اين استاندارد مي تواند بعنوان يك زبان مشترك ، امكان همكاري بين انواع مختلف سخت افزار،سيستم عامل ها،مرورگرها و سيستم هاي مديريت آموزشي را فراهم كند.

3-    دسترس پذيري[3]- چنانچه محتواي آموزشي بر اساس استاندارد مشخصي ايجاد شده و توصيف شود ،يعني فيلدهاي توصيف كننده محتوا استاندارد و شناخته شده باشد ،براحتي مي توان آنرا شاخص بندي،جستجوكرده وتوسط هر سيستم مبتني بر استاندارد، ردگيري كرد و سريعتر به منابع مورد نياز دسترسي خواهيم داشت.

4-    استفاده پذيري مجدد[4] براحتي ميتوان از منابع آماده شده استاندارد، در سيستم هاي آموزشي مختلف،يا در يك سيستم آموزشي براي اهداف و در دوره هاي مختلف، چندين بار  استفاده كرد.  

5-     مبادله پذيري[5]- امكان مبادله محتوا ومنابع آموزشي مختلف ، بين سيستم هاي آموزشي كه با استانداردها آشنا باشند،براحتي امكان پذير خواهدبود.همچنين مي‎توان در هر سيستم، امكاناتي براي ورود و صدور بسته هاي محتوايي قرار داد،تا براحتي امكان بسته بندي محتوا بر اساس استاندارد و صدور آن و ورود بسته محتوايي و تفسير و استفاده از آن فراهم شود.

6-     مديريت پذيري[6]- با داشتن اطلاعات مبتني بر استاندارد در مورد دوره ها،مربي و فراگير و نيز محتواي آموزشي ،امكان مديريت،سازماندهي و بكارگيري منابع راحت تر مي شود.(E-LEARNING Standards by Peter Donkers)

استانداردهاي مختلفي جهت ايجاد هماهنگي و امكان همكاري بين سيستم هاي آموزش الكترونيكي ايجاد شده است .استانداردها براي تسهيل توصيف،بسته بندي، مرتب سازي و تحويل محتواي آموزشي ، فعاليت‎هاي آموزشي و اطلاعات فراگير طراحي شده‎اند. هدف از استانداردها فراهم كردن شرايطي است تا :

1-  محتواي آموزشي منحصر به يك سيستم آموزشي خاص نباشند

2-  محتواي آموزشي قابل استفاده مجدد باشند

3-   امكان به اشتراك گذاشتن محتوا و اطلاعات فراگير وجود داشته باشد

4-   همكاري بين سيستم ها تسهيل شود

هر استاندارد از چند مشخصه تشكيل شده است  كه هر مشخصه توصيه هايي در يك زمينه مشخص از فرآيند آموزش ارائه مي‎دهد.

استانداردهاي همكاري تكنولوژي آموزشي:

1- كاربر را قادر مي‎سازند تا محتواي آموزشي مناسب را پيدا كرده و بازيابي كند‌(مشخصه هاي DCMI،IMS  وIEEE MetaData و IMS Digital Repositories )

2- طرح سناريوهاي آموزشي و فرموله كردن طراحي آموزشي (مشخصه هاي IMS Learning Design , OUNL  EML)

3- تحويل محتواي آموزشي مطابق با نيازمنديهاي فراگير (مشخصه هاي OUNL EML,IMS Learning Design,IMS Single Sequencing,ADL8 SCORM)

4- اشتراك محتواي آموزشي بين سيستم‎ها (مشخصه هاي IMS Content Packaging ,ADL SCORM)

5- ايجاد و برگزاري آزمون ها به كمك كامپيوتر (مشخصه هاي IMS Question & Test Interoperability)

6- نگهداري و به اشتراك گذاشتن اطلاعات فراگير (مشخصه هاي IMS Learner Information Packages (LIP) ,Competencies,Enterprise)

7- اطمينان از اينكه محتواي آموزشي براي همه افراد قابل دسترس است (مشخصه هاي IMS Accessibility,W3C WAI)

در اين ميان استانداردهاي زير از اهميت زيادي برخوردار بوده و بيشتر مورد استقبال قرارگرفته اند.

1) ADL SCORM(Advanced Distributed Learning - Sharable Content Object Reference Model)

2) AICC (Aviation Industry CBT Committee)

3) IEEE LTSC (Inistitute of Electrical and Electronical Engineers)

4) IMS (Instructional Management System Global Learning Cosortium)

5) W3C (World Wide Web Consortium)

6) CanCore (Canadian Core Learning Resource Metadata Application Profile Initiative)

7) DCMI (Dublin Core Metadata Initiative)

 

اين استانداردها نيز با هم سازگاري كامل داشته و در خيلي از موارد به عنوان مرجع براي يكديگر قرار گرفته اند.

استانداردهاي فوق هم در طراحي مفهومي و هم پياده سازي توصيه هايي ارائه مي كنند. بعضي از آنها مثل AICC و IMS9 بيشتر به تعيين مشخصه هاي فني مي‎پردازند و برخي ديگر مثل SCORM و ALIC ،مدل هاي مرجع در پياده سازي مي‎باشند.

كنسرسيوم آموزش برمبناي رايانه صنعت هواپيمايي10، اولين موسسه تدوين كننده استاندارد در آموزش الكترونيكي، ابتدا كار خود را با استانداردسازي آموزش رايانه اي در صنعت هواپيمايي شروع كرد و هم اكنون استانداردهاي زيادي را در زمينه آموزش الكترونيكي وضع كرده است.
IEEE از ديگر سازمانهايي است كه استانداردسازي آموزش الكترونيكي را در 5 مقوله موارد عمومي، موارد مربوط به يادگيري، محتوي، ديتا و متاديتا و همچنين مديريت و كاربردها انجام مي دهد. SCORM, IMS DUBLIN CORE , ADL و برخي موسسات ديگر از جمله سازمانهاي استانداردسازي آموزش الكترونيكي هستند.

 

 

 

 

 

عملياتي كردن آموزش الكترونيكي: قبل از هرگونه پيشنهادي در جهت پياده ســازي برنامه هاي مبتني بر آموزش الكترونيكي به يك موسسه، ارائه يك خط مشي واحد و همگرا ضروري به نظر مي رسد.نيازهاي يادگيرنده، نيازهاي مربوط به ايجاد و ارائه آموزش الكترونيكي و نيازهاي سازمان يافته كه شامل راه حل ايجاد مدلهاي تجاري در آموزش است، از جمله مواردي است كه در عملياتي كردن آموزش الكترونيكي بايد در نظر گرفته شود.

تقريباً مهمترين موضوع در يادگيري الكترونيكي، ايجاد يك محيط ارائه يادگيري LEARNING DELIVERY ENVIRONMENT (LDE) است كه يادگيري واقعي در آن صورت مي گيرد و در برگيرنده محيط و زمينه يادگيري، رويكردهاي يادگيري، تعامل انساني بين شركت كنندگان و هماهنگ ساختن ابزارها و فرآيندها با اهداف يادگيري است. ويلسون، كالاقان و هونور (2000) مدل زير را براي اين منظور ارائه مي دهند. نقش LDE اين است كه عناصر يادگيري را طوري به هم انسجام دهد و هماهنگ سازد كه براي فراگيران روشن و شفاف باشد. LDE موارد زير را در برمي گيرد:

! سازماندهي فعاليتها و فرآيندهاي جزئي يادگيري؛

! سازماندهي فعاليتها و فرآيندهاي جزئي يادگيري؛

! تامين منابع و محتواي مورد نياز به صورت يك كتابخانه؛

! ابزارهاي همياري و اشتراك مساعي به صورت همزمان
(SYNCHRONOUS) و غيرهمزمان ASYNCHRONOUS))

! ابزارهاي ارزيابي و انجام تكاليف؛

! پرونده هاي اطلاعات شخصي و دنبال كردن انجام فعاليتهاي شركت كنندگان؛

! ابزارهاي كمك آموزشــي براي استفاده آموزش دهندگان.

E-LEARNING به سوي پيشرفت: ما در زندگي داراي موقعيتهاي متفاوتي هستيم كه مي توان گفت فرصتهاي بهينه همراه با دانش ايجاد مي شود. سازمانها اقدام به ايجاد دانش جديد و آماده كردن و ايجاد سرمايه قوي در محيط دارند. چالشها همچنان تداوم دارد، تدارك دسترسي به سرمايه و همكاري براي توسعه بهترين ممارست و بهم پيوستن يادگيريها است. يكي از تعاريف بازار توجه به بازارهاي جهاني است. سرمايه انساني در حال حاضر باارزش و بادقت زياد بايد مديريت شود. يادگيري داراي مزاياي استراتژيك و سلاحي در جريان عرضه نيروي كاري است. يكي از عوامل، آژانسها در جريان رشد سريع هر كشور داراي كارايي بالا و شروع آن همراه با افزايش سرعت اينترنت است.

دربي اثر كردن تغييرات، مديران سطوح بالا نيازمند به انعكاس در جهت سازماندهي يادگيري و آموزش سنتي هستند، هدف از به كارگيري افراد جديد توسعه آنها با سمينارهاي گوناگون در يادگيري و توسعه برنامه هاي نيازمند و تدارك اجراي كاركنان با منابع دانش لازم براي موفقيت و انجام دادن نقش و مسئوليت آنهاست.

 

تركيب E-LEARNING

تركيب آموزش الكترونيكي شامل: سيستم هاي مديريت يادگيري يا سيستم هاي مديريت يادگيري مطالب، ارزيابي مهارتها و شايستگيها، براساس ويدئو و از طريق اينترنت است. سير تحول آموزش الكترونيكي خدمات يكپارچه چندرسانه اي، استادان راهنما و زمان واقعي آموزش در محيط اطـــراف است. پيشرفت
E-LEARNING كمتر به توسعه سازمانها مي انجامد و بقاء، رقابت را از سازمانها سلب مي كند كه شامل:

 تجديد نيرو و انتخاب: جذب و ارزيابي و استخدام كاركنان جديد؛
ابقا : نگهداري سرمايه معنوي (سرمايه انساني)؛
پاداش: شناسايي، تاثير:
پاداش، شناسايي، تاثير: شناسايي افراد براي توانايي به انتظار عملكرد بالا باتوجه به تعريف سازماني (تعيين هدف براي كسب و كار)؛

! برنامه ريزي موفق: سيستم آموزش الكترونيكي مي تواند افراد متخصص مورد نياز سازمان را تامين كند و آن را مي توان به چهار گروه تقسيم كرد.

! سيستم هاي مديريت يادگيري: شامل دوره ها يا يادگيري مطالب براي كاربران با به دست آوردن روشهاست.

! مطالب: كاربران مي توانند از منابع گوناگون در بسياري از موضوعات به دانش دست يابند.

! همكاري انجمنها: كاربران مي توانند يادگيري از كالج ها و داراي تاثير باشند .....

! پيشرفت دروني: كاربران مي توانند به كليه خدمات در سازمانهاي يادگيري و بخشهاي توسعه اي دست يابند.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

سيستم مديريت يادگيري

سيستم مديريت يادگيري (
LMS)و رابطه آن با ساير تركيبهاي آموزش الكترونيكي به صورت مجموعه اي است. سيستم مديريت يادگيري داراي زيرساختار يا اساس كار كه مورد استفاده در پي جو شدن، حمايت، اداره و سنجيدن فعاليتهاي آموزش الكترونيكي است. در كل سيستم مديريت يادگيري كمك به اداره و سنجش فرآيند يادگيري است در صورتي كه سازمانها نيازمند به مديريت براساس آموزش با كامپيوتر (CBT) ، آموزش براساس وب (WBT) ، آموزش براساس مدارك (جزء) (DBT) ، آموزش براساس استادان راهنما (ILT) ، يا تركيبي از روشهاي آموزش (BTM) هستند.

سيستم مديريت يادگيري مطالب

سيستم مديريت يادگيري مطالب سيستمي است كه كاربرد آن ايجاد، تجميع، تركيب و توزيع افراد در آموزش الكترونيكي است. سيستم مديريت يادگيري مطالب به طور خيلي كارا در حجم كوچك و قابل توجه در آموزش مناسب كاربران در روش يادگيري و نيازهاي توسعه يافته است. مطالب به كاربران داده شده ودر اين حالت يادگيري هدف است. هدف يادگيري قسمتي مستقل از آموزش و پرورش است كه شامل مطالب و اساس ارزيابي به طور خاص هدف يادگيري است. هدف يادگيري داراي شرح اصلي همراه با هر توضيحي است كه چه چيزي با هدف همراه است.

مطالب يادگيري

! دوره هاي سازماني: عدم استفاده از مطالب كتابخانه اي فيزيكي، توسعه دوره ها از درون (خانه) و منابع خارجي براي توسعه دوره هاي رسمي:

توسعه و ايجاد پيشرفت آموزش الكترونيكي بايد عمل كردن به پيشنهادات با يادگيري كل مطالب باشد:

! عدم وجود كتابخانه هاي فيزيكي: توسعه

مطالب باانجام و نياز به سازماندهي يكي است. مطالب ديجيتالي مشاركت كنندگان عبارتند از:
NET9 ، افراد باهوش ، مهارتهاي نرم افزاري و...

! ابزارهاي توانمند: شامل ابزارهايي كه سبب ارتباط مجازي مي شود.

! توسعه طبق عادت: توسعه مطالب به ايجاد نيازهاي يكسان در سازمان و دانش در گرو دستيابي به آن باتوجه به سازمان خاص است.


 

 

تعريف پيشرفت آموزش الكترونيكي

اساساً دو نوع پيشرفت آموزش الكترونيكي وجود دارد: خارجي و داخلي. اولين انعكاس تدارك دستيابي به سرويسهاي يادگيري خارجي است. دومين انعكاس در تدارك دستيابي به يادگيري تمام موارد در بين سازمانهاست. البته پيشرفت دروني بايد همچنين شامل استفاده و مديريت يادگيري بيروني و تدارك آن باشد.

اساساً در پيشرفت
E-LEARNING آموزش الكترونيكي در محيط مجازي منجر به دستيابي كاربران به دانش مي شود. اين پيشرفت همچنين به نام مركز آموزش مجازي معروف است. و مراكز آموزش ، پيشرفت دروني، همكاري دانشگاهها و دانشگاههاي مجازي است.

پيشرفت صرفاً اساس كار يا زيرساختي براي آموزش، يادگيري و ارزيابي دانش و شايستگي هاست.

پيشرفت آموزش الكترونيكي به صورت پيشرفت هوشمندانه است. پيشرفت از آگاهي يافتن كاربران در اينكه چه مهارتي و تجربه اي آنها نياز براي پيشرفت با ديگر سطوح در سازمان دارند. تدارك جدول صلاحيتها و ارزيابي و مكاني مرتبط با بحث به يادگيري، اساسي موضوع - ارتباطات يادگيري
ON LINE دارند. در شناسايـي اينكه چه چيزي را كاربر مي داند، به دست آوردن موفقيت، تجربه و ايده آنها در روش يادگيري از اهميت خاصي برخوردار است.

پيشرفت آموزش الكترونيكي تكنولوژي دارد كه مستلزم جهت بخشي، به روز بودن، مطالب و ارتباط با كاربران به طور دوستانه مبني بر درك مستقيم است.

خدمات كامل براي پيشرفت تكميل يا خدمات كامل براي پيشرفت آموزش الكترونيكي در حمايت از سبك يادگيري (ارزيابي، تدارك، يادگيري و تركيب مجدد) با تركيبهاي متفاوت در آموزش الكترونيكي است.

كليه سرويسها در پيشرفت آموزش الكترونيكي در سه مرحله با هم مورد مقايسه قرار مي گيرند: ارزيابي، تدارك و يادگيري.

مرحله ارزيابي ايجاد تركيب براي ارزيابي دانش و ارزيابي شايستگيها و ارزيابي يادگيري است. مرحله تدارك كه شامل كاتالوگ هاي يادگيري، تجارت الكترونيك و تركيب نام نويسي افراد است. مرحله يادگيري شامل مقايسه فعاليتهاي يادگيري، ايجاد كارشناسان و تركيب انجمنهاي مختلف است.

ارزيابي: تشخيص نيازهاي يادگيري براي كاربراني كه تازه شروع كردهاند باارزيابي دانشي كه دارند براساس صلاحيت و شايستگي است.

تدارك: كاربران در تدارك براي انجام نيازهاي يادگيري از طريق ايجاد برنامه براي فعاليتهاي يادگيري در تدارك هستند.

يادگيري: كاربران درگير فعاليتهاي يادگيري به ايجاد دانش و توسعه شايستگيها هستند.

نگرش الگو پايــه اي در تدارك و انعـطاف پذيري و كارايي براي ايجاد مطالب، وظايف كسب و كار است.

 

 

 

 

 

عوامل موثر در تعيين روش آموزش‌هاي الكترونيكي

 (گروه مديران و سرمايه گذاران)

در ايجاد و بكارگيري آموزش مجازي  پرسش كليدي آن است كه كار را از كجا آغاز كنيم؟ با كدام اولويت‌ها همگام باشيم و به كدام هدف برسيم؟ اما يافتن اين راه و تعريف مبدا و مقصد در محيط آموزش‌هاي الكترونيكي ـ كه داراي همان دو ويژگي گسترش سريع و دگرگوني مداوم است ـ كاري بسيار ظريف و دقيق است. پس بايد اولويت‌هاي گسترش آموزش الكترونيكي ـ از ديدگاه جغرافياي فرهنگي‌، آمادگي براي آموزش‌هاي الكترونيكي،‌ محتويات دروس الكترونيكي،‌ هزينه‌ها و بودجه‌ها و مهمتر از همه عامل نيروي انساني ـ بررسي و تحليل شود.

در نخستين گام در راه تعيين سياست‌هاي اجرايي، بايد به عناوين اولويت‌ها توجه داشت. روشن است كه در گام بعد بايد هر يك از عناوين به‌دقت تحليل شده، در مقايسه با ديگر عنوان‌ها سنجيده شوند، تا راهكارهاي لازم براي گام‌هاي بعدي مشخص گردد. در نتيجه بر پاية اولويت‌ها و تعيين آنها مي‌توان به يك جمع‌بندي براي گزينش روش گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي در ايران رسيد.

بنابرين‌ روش يك ابزار مديريتي است كه مانند ديگر ابزارها به وي ياري مي‌رساند تا سازمان خود را در دستيابي به اهداف و انجام وظايف راهبري كنند.
پس از تعيين روش مي‌توان روند كلي و جزيي موسسه، به‌ويژه، عملكرد كاركنان و نيروي انساني را در راه رسيدن به اهدافي كه از پيش تعيين شده‌اند، به‌دست آورد. نيز مي‌توان اثر عوامل محيطي و بيروني را بر حركت موسسه و انحرافات آن را ارزيابي و اندازه‌گيري كرد

 

 

از ديدگاه ارائه دهنده، دروس مجازي يا دروس الكترونيكي ،عوامل مهم و موثر در طراحي و ساخت درس، بدين شرح تعريف مي‌شود :
* نام اصلي درس
* بخش‌هاي گوناگون يك درس
* اهداف هر يك از بخش‌هاي يك درس
* طراحي صفحه نمايشگر و رابط كاربر
* شيوه ارايه مطالب (پيوسته يا گام به گام)
* روش‌هاي آموزشي براي انتقال مفاهيم
* چگونگي افزايش تعامل ميان فراگير و درس
اما همان‌گونه كه خواهيم ديد، از ديدگاه مديراني كه سرمايه‌گذاري مي‌كنند، پرسش‌هاي ديگري نيز مطرح مي‌شود. در واقع هر يك از اين پرسش‌ها همان عوامل مهم و موثري هستند كه در آغاز راه پيش روي مديران جاي مي‌گيرند و در نتيجه به گزينش يا تعيين يك روش مي‌رسند.
نبايد فراموش كنيم كه نسل كنوني مديران آموزش‌ديدگان عصر آنالوگ هستند‏،‌ در حاليكه بايد براي نسلي تدارك آموزش ببينند كه در عصر ديجيتال بار آمده‌اند. بنابراين،‌ بر همه بايد پيش از هر كاري اولويت‌هاي مهم در پياده‌سازي آموزش‌هاي الكترونيكي را مد نظر گيرند و براي اينكار از فراگيري مفاهيم اين عصر نوين سر باز نزنند.

عامل نخست ـ سودآوري آموزش‌هاي الكترونيكي:
با توجه به ويژگي‌ها، آموزش‌هاي الكترونيكي ـ كه بر پايه شبكه‌هاي ارتباطي ارايه مي‌شود ـ به روشني سودمند است؛ زيرا اين صرفه‌جويي‌ها را خواهد داشت:
* كاهش هزينه سفر فراگيران و استادان
* كاهش در هزينه خوابگاه‌ها
* كاهش در مواد مصرفي براي اجراي آزمون‌ها و تمرين‌ها
* كاهش هزينه ارايه خدمات به فراگيران،‌ مانند : خوراك و فتوكپي
* كاهش دگرگوني‌هاي ضروري و مداوم در آموزش‌ها
با اين‌همه، براي ايجاد آموزش‌هاي الكترونيكي به دو سرمايه‌گذاري بزرگ در زمينه سيستم‌ مديريت و ارايه دروس
     (LMS/LCMS) و سيستم تهيه محتواي دروس (Authoring-Systems) نياز است و مهمتر از اين دو، سرمايه‌گذاري براي تهيه دروس است. تهيه دروس و محتواي آموزشي ـ و به بيان ديگر تبديل تجربه و دانش استاد به دروس مجازي يا الكترونيكي ـ يكي از پرهزينه‌ترين گام‌هاي سرمايه گذاري است. تنها براي توليد يك ساعت درس الكترونيكي متعامل (Interactive) ، با پيچيدگي متوسط به 100 ساعت كار در زمينه‌هاي گوناگون نياز است. بنابراين پيش از هر چيز، بايد سودآوري را در قالب پرسش‌هاي زير به‌عنوان عوامل موثر در اين كار تحليل كنيم.
* آموزش‌هاي الكترونيكي، چه‌قدر با برنامه‌هاي آموزشي موسسه سازگاري دارد ؟
* تا چه اندازه ساختار سازماني فراگيران گسترده و پخش شده است؟
* آيا در اهداف سازمان براي آموزش‌هاي فراگير (
Distanc E-LEARNING))) جايي هست؟
*چه اندازه محتواي دوره‌هاي آموزشي در سازمان دگرگون مي‌شود؟ آموزش‌هاي الكترونيكي تا چه اندازه هزينه‌هاي آن مي‌كاهد؟
* چه اندازه از هزينه‌هاي آموزشي را مي‌توان بر دوش فراگيران گذاشت؟
* با افزايش شمار فراگيران، چه اندازه مي‌توان هزينه ارايه دروس به هر كس را كاهش داد؟

عامل دوم ـ باورپذيري مديران :
پيش از اين گفته شد كه مديران ما تربيت يافتگان عصر آنالوگ هستند؛ در حالي كه بايد براي آموزش‌هاي الكترونيكي در عصر ديجيتال تصميم بگيرند. بنابراين،‌ كمي ناباوري در مديران و تصميم گيرندگان طبيعي است. اگر بخواهيم يك مدير را تنها با نماي فريبنده سيستم‌هاي نوين به باور برسانيم،‌ عمر اين باورمندي كوتاه خواهد بود.
آموزش‌هاي الكترونيكي ظاهري جذاب و گيرا دارد؛ اما كمي نخواهد گذشت كه اين ظاهر براي همگان به يك عادت روزانه تبديل مي‌شود. به نظر مي‌رسد آنچه كه مي‌تواند نظر مديران را به حركت در راستاي آموزش‌هاي الكترونيكي معطوف كند، عوامل موثري است كه در زير فهرست مي‌شوند. روشن است كه ـ براي يك كارشناس آموزش‌هاي الكترونيكي ـ كار دشواري نيست كه عوامل زير را با ارقام و آمار جمع‌بندي كرده، به‌گونه‌اي منطقي به‌اثبات برساند :
* كارآمدي آموزش‌هاي الكترونيكي در آموزش‌هاي عمومي و خصوصي
* افزايش رضايت فراگيران به دلايل زير:
* آموزش در هر زمان و مكان دلخواه
* فراگيري يك درس به دفعات دلخواه
* آسودگي در طرح پرسش‌ها بدون شرم حضور
* امكان گذراندن درس در زماني كوتاهتر
* به‌صرفه بودن آموزش‌هاي الكترونيكي
* افزايش شمار فراگيران‌ به‌دليل نبودن محدوديت مكان و زمان آموزش
* امكان گسترش فرهنگي و تغيير در رفتارها به ياري آموزش‌هاي به‌هنگام
* افزايش كيفيت آموزش به دليل تكرار پذيري دروس و همچنين افزايش تعامل ميان فراگير و محتواي آموزه
* امكان نظارت دقيق و آماري بر فرآيند فعاليت‌هاي استادان و فراگيران.

عامل سوم ـ پشتيباني:
در سطح مديران ارشد، كمتر به اين عامل توجه مي‌شود؛ زيرا اختيارات به‌نسبت بي‌پايان ايشان باعث مي‌گردد كه بدون نگراني كار دلخواه‌شان را انجام دهند. اما با گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي همواره چنين نيست. بيشتر مديران به آموزش‌هاي الكترونيكي در كارخانجات،‌ دانشگاه‌ها و ديگر سازمان‌ها، زير نظر وزارتخانه يا سازمان بزرگتري كار مي‌كنند. پس بايد در ارزيابي پشتيباني مديران ارشد به عوامل موثر زير توجه كنند:
* مدير مركز فناوري اطلاعات و ارتباطات تا چه اندازه آماده بسترسازي آموزش‌هاي الكترونيكي دلخواه شما است؟
* تا چه اندازه مي‌توانيد از كمك مدير ارشد براي افزايش پشتيباني در سودآوري و باورمندي كمك بگيريد؟
* تا چه اندازه از هم نظري مديران هم رده خود برخورداريد و چه اندازه مي‌توانيد ايشان را با خود همراه سازيد؟
* جامعه مخاطب شما ـ يعني فراگيران و كاربران آموزش‌هاي الكترونيكي ـ تا چه اندازه از اين امر استقبال مي‌كنند؟
* استاداني كه به‌روش‌هاي سنتي تدريس مي‌كنند، تا چه اندازه آماده دگرگوني بنيادين در روش تدريس خود هستند؟

عامل چهارم ـ اولويت‌ها:
تعيين اولويت‌ها به‌معناي روشن كردن حوزه و دامنه كار است.  تعيين اولويت‌ها به‌معناي درجه‌بندي عوامل موثر در تعيين چارچوب پياده‌سازي و گسترش آموزش‌هاي مجازي است. موضوع آموزش‌هاي الكترونيكي و مجازي را مي‌توان از آموزش‌هاي دوره‌هاي پيش دبستاني تا بالاترين سطوح آموزش در دانشگاه‌ها گسترش داد. بنابراين، يكي از مهمترين عوامل در تصميم‌سازي براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي توجه داشتن به اولويت‌ها است.
در حقيقت تعيين اولويت‌ها نخستين گام در تدوين گزارش
RFP1 است. از ميان عناوين مهم در شناخت اولويت‌ها مي‌توان موارد زير را برشمرد:
* برپايه بودجه تخصيص يافته، اولويت‌هاي موسسه شما كدام‌اند؟
* برپايه وسعت دوره‌هاي آموزشي (دوره‌هاي كامل،‌ بخشي از يك دوره، تكدرس) اولويت‌هاي شما كدام هستند؟
* با توجه به موارد زير، اولويت‌هاي شما در استاندارد دروس كدامند؟
o سطح و تنوع رسانه‌هاي مختلف در دروس الكترونيكي
o استفاده از الگو هاي متفاوت آموزشي
o استفاده از الگوهاي مختلف براي تعامل
* اولويت‌ها در آمادگي نيروي انساني كدام است؟
o آمادگي فراگيران براي رو آوردن به آموزش‌هاي الكترونيكي
o آمادگي استادان براي طراحي و ساخت دروس الكترونيكي
o تربيت نيروي متخصص جهت نگهداري سيستم
* اولويت‌ها براي بستر ارتباطي چيست؟
o تجهيزات سخت‌افزاري موجود و يا در دست گسترش
o تجهيزات مخابراتي براي ارتباط با شبكه‌هاي خارجي (Extranet)))
o پهناي باند خطوط انتقال داده‌ها براي ارايه دروس الكترونيكي در شبكه داخلي (Intranet)))

عامل پنجم ـ سامانه آموزشي :
عامل ديگري كه ذهن مديران را بخود جلب مي‌كند،‌ نوع و مشخصات سيستم‌هاي تهيه و ارايه دروس الكترونيكي است. امروزه در بازار آموزش‌هاي الكترونيكي دهها نام معروف ديده مي‌شود. بنابراين كدام محصول از كدام شركت پاسخگوي نياز مديران است؟ درباره اين مساله، براي روشن ساختن اولويت‌ها مي‌توان عوامل زير تحليل و بررسي كرد :
* براي آموزش‌هاي مورد نظر بايد يك سيستم نرم افزاري تك‌منظوره طراحي شود و يا مي‌توان سيستم‌هاي چند منظوره موجود را نيز به‌كار برد؟
* بهتر است سيستم ارايه دروس خريده يا ساخته شود؟
* تا چه اندازه مي‌توان بر پشتيباني توليد كنندگان حساب كرد؟
* آيا كارشناسان خبره‌اي براي پشتيباني درون سازماني داريد؟
* آيا ساختار نيروي انساني براي تهيه محتويات دروس پيش‌بيني شده است؟
* آيا براي انجام ويژگي‌هاي تربيتي، نيروي متخصصي در دروس الكترونيكي داريد؟
* براي آموزش‌هاي الكترونيكي از كدام استاندارد پيروي مي‌كنيد؟
* آيا سنجش مستندي ـ درباره توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي سيستم‌هاي آموزشي موجود
(LMS، LCMS و Authoring_Tool) انجام داده‌ايد؟

عامل ششم ـ ساختار سازماني نيروي انساني
يكي از مهم‌ترين عوامل در تصميم‌گيري مديران، عامل نيروي انساني است. براي گسترش هر يك از وجوه فناوري اطلاعات در هر جامعه كوچك يا بزرگ، بايد بر نيروي انساني توجهي ويژه داشته باشيم. به‌ويژه در اندازه‌هاي بزرگ ـ مانند آموزش‌هاي ابتدايي و متوسطه و يا آموزش ضمن خدمت مربيان و دبيران ـ اهميتي بيشتر دارد. عامل نيروي انساني ـ هم به‌دليل كميت و هم به‌دليل رفتارها و سليقه‌هاي شخصي ـ به‌شدت بر پياده‌سازي آموزش‌هاي الكترونيكي اثر مي‌گذارد.
حتي امور شخصي و خصوصي هر يك از افراد نيز مي‌تواند در روند پياده‌كردن يك طرح آموزشي موثر باشد. براي نمونه، هنگامي‌كه كارگران يك كارخانه به‌دليل خستگي و يا كاركنان اداره‌اي به‌دليل پايين بودن سطح درآمدها، تمايل به فراگيري دانش كاري تازه‌اي ندارند،‌ مديران مربوطه چگونه مي‌توانند از ابزاري به‌نام آموزش‌هاي الكترونيكي براي آموزش استفاده كنند. بنارين پيش از پياده‌سازي طرح آموزش‌هاي الكترونيكي و مجازي، بايد به عوامل زير از ديدگاه نيروي انساني توجه شود.
* فراگيران تا چه اندازه به فراگيري و دانش‌اندوزي اعتقاد دارند؟
* براي گسترش فرهنگ به‌كارگيري آموزش‌هاي الكترونيكي كارشناس علاقمندي را در كنار خود داريد؟
* براي بهره‌مند شدن از آموزش‌هاي الكترونيكي تا چه اندازه دسترسي به رايانه و شبكه‌هاي ارتباطي براي همگان فراهم است؟
* آيا فراگيران وقت كافي و مشخصي را براي آموزش خود اختصاص داده‌اند؟
* آيا روش‌هاي تشويق كننده‌اي براي استفاده از آموزش‌‌هاي الكترونيكي توسط استادان و فراگيران پيش‌بيني شده است؟
* آيا قوانين و آيين‌نامه‌هاي مناسبي براي موظف كردن استادان و فراگيران در به‌كارگيري آموزش‌هاي الكترونيكي وجود دارد؟

عامل هفتم ـ نگرش ديگران به آموزش‌هاي الكترونيكي:
اغلب مديران به نگرش ديگران بر برنامه‌هايشان توجه دارند. به‌ويژه اگر برنامه‌اي براي نخستين بار اجرا شود. بنابراين، ‌در آموزش‌هاي الكترونيكي، بيشتر مديران نسبت به نقد و ديدگاه‌هاي ديگران حساس هستند. خواه اين ديدگاه‌ها مثبت و در راستاي تاييد برنامه آموزش‌هاي الكترونيكي باشد، يا منفي و مخالف چنين حركت‌هايي.
در اين‌باره، عوامل زير مي‌توانند بر تعيين اولويت‌ها و روش گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي تاثير گذارند :
* مديران ارشد تا چه اندازه گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي را ضروري مي‌دانند؟
* ديدگاه عمومي نسبت به توسعه آموزش‌هاي الكترونيكي تا چه اندازه مثبت (يا منفي) است؟
* فراگيران تا چه اندازه به آموزش‌هاي الكترونيكي علاقه‌مند هستند؟
* استادان تا چه اندازه به آموزش‌هاي الكترونيكي خوش بين (يا بدبين) هستند؟

عامل هشتم ـ زير ساخت‌ها:
از عوامل مهم ديگري كه در تعيين اولويت ها و روش موثر بوده، دغدغه مديران نيز هست، زير ساخت‌هاي لازم براي ارايه آموزش‌هاي الكترونيكي است و از سخت افزار و نرم افزار گرفته تا مهارت‌هاي فردي كاربران، استادان و مديران را در بر دارد. بنابراين، پيش از گزينش قطعي، بايد به ريزه‌كاري‌هاي عوامل موثر در زير ساخت ها توجه شود. از جمله :
* تا چه اندازه شبكه‌هاي ارتباطي در دسترس همگان است؟
* پهناي باند شبكه ارتباطي، توان انتقال چه بخشي از عناصر اصلي دروس الكترونيكي (‌متن، صدا،‌ تصوير، پويا نمايي،‌ ويديو) را دارد؟
* آيا فراگيران دروس الكترونيكي سخت افزار لازم (رايانه شخصي، مودم و مانند آنها) را دارند؟
* نيروهاي پشتيباني فني(
Adminstrators) سيستم آموزش الكترونيكي كافي هستند؟
* براي امنيت داده‌ها و اطلاعات چه استانداردها و تمهيداتي پيش بيني شده است؟
* براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي نياز به افزايشي ـ در سخت افزار، ‌نرم افزار و شبكه ـ هست؟
* آيا فراگيران اطلاعات كافي براي استفاده از رايانه و به‌ويژه كارهاي شبكه‌اي ـ مانند : فرستادن پيام ها و نامه‌هاي الكترونيكي ـ دارند؟
* آيا استادان با ابزارهاي نرم افزاري براي ساختن دروس، تمرين‌ها و پاسخگويي به پست الكترونيكي آشنايي دارند؟
* براي كيفيت دروس الكترونيكي ـ با توجه به بودجه اختصاص داده شده ـ چه استانداردهايي را تعريف شده‌اند؟
* مدت زمان درسي هر واحد چيست؟
* كمترين و بيشترين زمان كاربرد رسانه‌هاي گوناگون (متن، صدا، تصوير، پويانمايي و ويديو) چه اندازه است؟
* آزمون‌ها، پرسش‌ها و تعداد آنها به ازاي هر واحد زماني در آموزش چه بايد باشد؟
* براي حفظ دروس الكترونيكي در برابر سرقت و رسوخ چه بايد كرد؟

عامل نهم ـ تعامل انسان و رايانه :
اگر مديران بخواهند به موضوع آموزش‌هاي الكترونيكي دقيق‌تر نگاه كنند، همكاري انسان و رايانه نيز در تصميم‌گيري و تعيين روش مهم خواهد بود؛ زيرا مديران بايد بدانند كه يك سيستم از پيش برنامه‌ريزي شده، تا چه اندازه مي‌تواند پاسخگوي فراگيراني باشد كه هردم پرسش، رفتار يا نياز درسي ويژه‌اي دارند. نبايد فراموش كرد كه اگر گروهي از كاربران، كامپيوتر را در زندگي خود پذيرفته‌اند، كساني هم هستند كه از كار با آن اكراه دارند. پس در تعامل انسان و رايانه عوامل تاثير گذار ديگري نيز جلب توجه مي كنند:
* آيا استاداني كه به روش سنتي درس مي دهند، ‌آمادگي سرپرستي دروس مجازي و الكترونيكي را ـ براي ارايه تمرين درشبكه و دريافت پاسخ آنها، پاسخگويي به پرسش با پست الكترونيكي و طراحي آزمون كوچك (
Quiz) ـ دارند؟
* چه بخشي از پشتيباني فراگيران ـ مانند : رفع اشكال و راهنمايي ـ بايد هم‌زمان (
On-line) با نشست هاي مجازي انجام شود؟
* آيا استادان براي آشنا يي با نرم افزارها، آماده شركت در دوره‌هاي آموزشي هستند؟
* تا چه اندازه مي‌توان كار گروهي را ـ به‌عنوان يك روش آموزشي ـ در شبكه‌هاي آموزش الكترونيكي به‌كار گرفت؟
* چه بخش از آموزش‌هاي الكترونيكي بايد به‌صورت رو در رو انجام شود.
* تاثيرات بد آموزش‌هاي الكترونيكي ـ در اثر حذف عامل عاطفي آموزش رو در رو ـ چيست؟
* براي افزايش همكاري ميان فراگير و سيستم آموزشي چه راهكارهايي وجود د ارد؟
* تا چه اندازه مي‌توان شيوه‌هاي گوناگون آموزشي را در محيط آموزش الكترونيكي درهم آميخت.

عامل دهم ـ نوع روش :
بديهي است يكي از عوامل مهم در پياده سازي آموزش‌هاي الكترونيكي روش آن است؛ اينكه از كجا آغاز كنيم؟و گام‌هاي بعد را چگونه برداريم؟ به بيان ديگر نقشه راهنما براي ايجاد يك تغيير بنيادي و گذر از آموزش‌هاي سنتي به سوي روش‌هاي نوين آموزشي كدام است؟ براي اين كار، بايد نوع روش معين گردد. عواملي كه تا كنون گفته شد، همگي در گزينش روش موثر است، اما بايد كدام روش را برگزينيم؟ در اين راستا بد نيست كه به نكته‌هاي زير توجه شود:
* آيا آموزش‌هاي الكترونيكي بهترين روش براي دستيابي به اهداف آموزش‌ها است؟
* به‌دليل پويا بودن عوامل موثر بر آموزش‌هاي الكترونيكي، كدام روش انعطاف پذير را مي‌توان به‌كار برد؟
* روش مورد نظر تا چه اندازه پاسخگوي برنامه‌هاي آموزشي در حال حاضر خواهد بود؟
* آيا همه نيازها و امكانات براي تعيين روش سنجيده شده‌اند؟
* روش مورد نظر تا چه اندازه پاسخگوي وسعت طرح و اهداف تعيين شده است؟

عامل يازدهم ـ زمينه سازي براي آموزش‌هاي الكترونيكي:
اما در نظر گرفتن عوامل بالا نمي‌تواند همه راه حل براي به‌كارگرفتن آموزش‌هاي الكترونيكي باشد. نخستين گام براي آموزش الكترونيكي، زمينه سازي و آگاهي بخشيدن به جامعه است. براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي مي‌توان موارد زير را در برنامه كار مديران قرارداد.
1. تعيين هدف،‌ شرح وظيفه و دورنماي آموزش‌هاي مجازي و به نقد گذاشتن آنها توسط موافقان و مخالفان
2. تشكيل گروه كاري براي تعيين روشپ ياده سازي آموزش الكترونيكي
3. اطلاع رساني برنامه‌ها، براي همراه ساختن ديگران
4. تشكيل گروه كاري براي پياده سازي آم