منطق رادار
|
نتايج |
Results |
|
رويكرد |
Approach |
|
جاري سازي |
Deployment |
|
ارزيابي و بازنگري |
Assessment & Review |
منطق RADAR در قلب مدل EFQM جاي دارد. هر يك از عوامل فوق داراي مشخصه هايي هستند كه در تمامي زير معيارها مي بايست مورد بررسي قرار گيرند.
براساس منطق RADAR سازمان نياز دارد :
· نتايجي را كه بعنوان بخشي از فرآيند دستيابي به خط مشي و راهبردهاي خود هدفگذاري نموده است تعيين كند.
· مجموعه اي از رويكردهاي با ثبات و يكپارچه را كه منجر به نتايج گردد، طرحريزي و تدوين نمايد.
· رويكردها را به طريق نظام مند (سيستماتيك) بگونه اي كه از استقرار كامل اطمينان حاصل شود، جاري نمايد.
· رويكردها را جاري نموده ، ارزيابي و بازنگري نمايد.
عناصر و ويژگي هاي معيارهاي نتايج
Results Elements and Attributes
در تمامي بنگاه هاي اقتصادي آنچه در نظر است نتايج حاصل از خدمات ارائه شده و يا محصولات توليد شده مي باشد. در عنصر نتايج ميزان تعالي ارزش ايجاد شده در برگيرنده تمامي ذي نفعان سازمان ( كاركنان، سهامداران، جامعه، تامين كندگان، شركاء تجاري ، مشتريان، دولت ) ، محدوه آن و كارايي و اثر بخشي سازمان مورد بررسي و اندازه گيري قرار مي گيرد. عملكرد سازمان با شاخص هاي برداشتي و عملكردي ندازه گيري مي گرديده و با ساير سازمان ها مقايسه مي شوند. نتايج در مدل تعالي سازماني EFQM شامل 5 ويژگي مي باشد:
· اهداف (Targets)
· روندها (Trends)
· مقايسه ها(Comparisons)
· علت ها (Causes)
· محدوده (Scope)
اهداف (Targets)
به اهداف داخلي سازمان اشاره دارد. براي هر روند ارائه شده در نتايج، بايستي اهداف داخلي مشخص شده و روند اين اهداف در طول زمان نيز معين شده باشد. اطلاعات ارائه شده در معيارهاي نتايج بايستي منطق و دليل اهداف تعيين شده براي سازمان را نشان دهد. در اينصورت مي توان قضاوت كرد كه آيا اهداف چالش برانگيز بوده و موجب حركت جهشي سازمان مي شوند يا خير. همچنين اين امكان بايد وجود داشته باشد تا اهداف را به معيارهاي توانمند ساز مرتبط ساخت. به عنوان مثال اهداف از خط مشي و استراتژي ناشي شود. در قسمت نتايح، تحقق اهداف به معني دستيابي يا فراتر رفتن از روند ارائه شده براي اهداف است.
به بياني ديگر در مبحث هدف دو ويژگي اصلي مورد نظر مدل مي باشد. ابتدا منطق هدف گذاري كه مي تواند بر اساس آمارها و روند گذشته ، يادگيري هاي درون و بيرون سازماني و يا نتايج بهينه كاوي ها، استراتژي ها و .. انجام گردد و سپس نيل به اهداف وضع شده كه ميزان موفقيت سازمان را در رسيدن به نتايج مورد انتظار نشان ميدهد.
روندها (Trends)
روندها به مجموعه داده هاي مرتبط با شاخص هاي مختلف مورد استفاده در اندازه گيري نتايج در طول زمان اشاره دارد. يك روند مثبت روندي است كه بهبود كلي در طول زمان را نشان دهد. به عنوان مثال سري 14-12-11-10-9-6-3 مي تواند از ابتدا تشكيل دهنده يك روند مثبت باشد. البته عملكرد سازمان در مورد بعضي شاخص ها مي تواند از ابتدا در سطح مطلوب باشد. در اين گونه موارد سازمان بايستي سطح عملكرد مطلوب خود را حفظ نمايد.
يك روند مطلوب، اشاره به وضعيت مناسب و مثبت يك شاخص در يك بازه 4 ساله و روند سه ساله مي نمايد. اين روند مي بايست بصورت متوالي و نه متناوب نمايانگر رشد يا كاهش يك شاخص در بازه زماني ساليانه باشد.
مقايسه ها(Comparisons)
به مقايسه شاخص ها با سازمان هاي بيروني اشاره دارد واين مقايسه مي تواند با سازمان هاي “ ميانگين صنعت” يا “ بهترين ها در صنعت” صورت گيرد. بهترين ها در صنعت نشانگر سازمان هايي است كه نتايج آنها بهترين نتايج ممكن است. البته الگوي مورد نظر مي تواند خارج از حيطه فعاليت سازمان مورد ارزيابي، انتخاب شود. اگر سازمان مورد ارزيابي در سطح ملي مطرح است، بهترين در صنعت مي تواند از بين ديگر سازمان هاي موفق در سطح ملي باشد. اما اگر سازمان مورد ارزيابي ادعاي ايفاي نقش جهاني دارد، بهترين در صنعت بايد فراتر از مرزها جستجو گردد.
همانگونه كه در فوق اشاره گرديد نكته قابل توجه در مقايسه ها، سنجش وضعيت عملكردي سازمان يا بهترين ها ميباشد. هر شاخص در نتايج عملكرد سازمان مي بايست با وضعيت بهترين مقايسه گردد و مبنايي براي اصلاح يا ايجاد رويكردها يا جاري سازي نظام هاي عملياتي باشد. در اين عامل ادعاي عدم امكان مقايسه با بهترين ها به دلايل عدم دسترسي، نبود امكانات و ... داراي وجاهت منطقي نبوده و نمايانگر عدم آشنايي سازمان با مفاهيم تعالي مي باشد. چنانچه شاخص هاي جاري در سازمان مخصوص همان واحد بوده و به هيچ عنوان قابل مقايسه با ديگر سازمان هاي نباشند، مي توان از آن مقايسه اجتناب ورزيد.
علت ها (Causes)
علت ها به حاصل شدن نتايج به دليل اجراي يك يا چند رويكرد توانمند ساز اشاره دارد كه تعالي نتايج با آن سنجيده مي شود. اشاره به ارتباط نتايج با توانمند سازها، قضاوت صحيح و روشن در مورد وجود رابطه علت ومعلولي را امكان پذير مي سازد.
داشتن رابطه متناظر بين هر نتيجه و توانمندساز ايجاد كننده آن اصلي ضروري در منطق RADAR ميباشد كه نتيجه اي مناسب قلمداد مي گردد كه دقيقا توانمندساز ايجاد كننده خود را در قسمت مربوطه دارا باشد.
محدوده (Scope)
محدوده مرتبط با محدوده نتايج ارائه شده است. محدوده نتايج به نحوه پوشش نواحي مرتبط اشاره دارد. نتايح بايستي به صورت تفكيك شده ارائه شوند: مثلا تفكيك بر اساس گروه محصول ، سطح تحصيلات كاركنان، همچنين براي تمامي قسمت ها و واحدهاي سازمان كه در محدوده ارزيابي آمده اند نيز بايد تفكيك صورت گيرد. به علاوه شاخص هاي ارائه شده بايستي تمامي وجوه مرتبط ذكر شده در معيار را پوشش دهند.
قضاوت صحيح در مورد محدوده نتايج، نيازمند ارائه يك تصوير كلي و فراگير در مورد سازمان مي باشد. همچنين ارتباط بين نتايج و رويكردهاي توصيف شده در معيارهاي توانمند ساز بايستي واضح و آشكار باشد. اين موارد باعث افزايش امتياز در قسمت محدوده مي شود.
بعبارتي يكي از ويژگي هاي محدوده آن است كه نتايج ذكر شده تماميت توانمند ساز را به تصوير كشيده و زير مجموعه آن نباشد. نتايج بايستي صد در صد توانمند ساز تعريف شده و اهداف برقرار شده را نمايش داده و تنها به ذكر قسمتي از اين حوزه بسنده ننمايد.
عناصر و ويژگي هاي معيارهاي توانمند ساز
Enablers Elements and Attributes
معيارهاي توانمند ساز داراي سه عنصر مي باشند:
· رويكرد(Approach)
· جاري سازي (Deployment)
· ارزيابي وبازنگري(Assessment and Review)
رويكرد(Approach)
رويكرد به هدف (ها) وجهت گيري هاي مرتبط با هر جز معيار اشاره دارد و در همين راستا به تعريف، ايجاد و توسعه موثرترين فرآيند(ها) براي دستيابي به اهداف مذكور مي پردازد. ويژگي هاي آن عبارت است از “ مناسب بودن” و “ يكپارچگي “ كه به تعالي رويكرد ارائه شده اشاره مي نمايد.
· مناسب بودن (Sound Based)
رويكردها وجوه مرتبط معيار وجزء معيار مورد بررسي را دربر گرفته و داراي منطق روشن وشفافي مي باشند. بطور مثال با يكي از مفاد استراتژيك و خط مشي سازمان و يا با اهداف مرتبط مي باشند. همچنين بر پايه نيازهاي تمامي ذي نفعان سازمان ( كاركنان، سهامداران، جامعه، تامين كندگان، شركاء تجاري ، مشتريان، دولت ) مي باشد و متمركز بر نتايجي است كه سازمان در پي آنها است و براي رسيدن به اين نتايج، فرآيندهايي وجود دارد كه دقيقا تعريف وايجاد شده و توسعه يافته اند. خلاقانه بودن و استفاده از يادگيري هاي درون و بيرون سازمان در ايجاد يا تغيير رويكردها از جمله مباني مناسب بودن قلمداد مي شود.
· يكپارچگي (Integrated)
يكپارچگي به ميزان پشتيباني رويكرد توصيف شده از خط مشي واستراتژي و همچينن ميزان همسويي اين رويكرد با ديگر رويكردها اشاره دارد. هم افزايي رويكردهاي اتخاد شده و نداشتن تضاد يا تداخل رويكردها با يكديگر از مصاديق يكپارچگي محسوب مي شود.
جاري سازي (Deployment)
جاري سازي ، تسري و اجرا رويكرد را در بر مي گيرد. استقرار رويكردها به شيوهاي منسجم و نظام مند، بطور مداوم و در تمامي سطح سازمان، خط مشي و استراتژي را محقق مي سازد. ويژگي هاي آن عبارت است از “ نظام مندي” و “ استقرار”.
· نظام مند (Systematic)
نظام مندي به مديريت ساخت يافته جاري سازي رويكرد مي پردازد. بعبارتي سيستماتيك بودن يعني چه كسي؟ چگونه؟ چرا؟ با چه روشي؟ چه هدفي؟ چه موقع ؟ چه كاري را براي چه ذي نفعاني؟ انجام مي دهد؟ چه مراحل و گام هايي مي بايست برداشته شده و تقدم و تاخر انجام فعاليت هاي چگونه مي باشد. شاخص هاي سنجش موارد جاري شده چيست و هر يك چگونه جاري مي گردد؟
· استقرار (Implemented)
استقرار به ميزان استقرار رويكرد در سطوح و بخش هاي مناسب سازمان و تمامي نواحي مرتبط اشاره مي كند.
ارزيابي وبازنگري (Assessment and Review)
ارزيابي و بازنگري به نحوه اندازه گيري و پايش رويكرد مورد بررسي اشاره داد و اينكه يادگيري سازمان چگونه است و به چه نحو نتايج فعاليت هاي يادگيري تحليل مي شوند تا برنامه هاي بهبود، شناسايي ، الويت بندي، برنامه ريزي و پياده سازي شوند. ويژگي هاي “ اندازه گيري” ، “ يادگيري” و “ بهبود” به تعالي در ارزيابي و بازنگري رويكرد توصيف شده اشاره دارد.
· اندازه گيري(Measurement)
اندازه گيري به اندازه گيري منظم رويكرد، جاري سازي رويكرد و نتايج بدست آمده آن اشاره مي نمايد. شاخص هاي مورد استفاده عمدتا بايد در معيارهاي نتايج و در جزء معيار مرتبط آورده شوند.
· يادگيري (Learning)
يادگيري به ميزان وحدود انجام فعاليت هاي يادگيري مانند بهينه كاوي ، ارزشيابي و ارزيابي، به منظور شناخت و به اشتراك گذاردن بهترين تجارب و فرصت هاي بهبود اشاره دارد.
(Assess & Review) ارزيابي و بازنگري
آيا رويكرد و تسري آنها :
جهت تعيين اثربخشي بطور مرتب اندازه گيري شده است ؟
فرصتهاي يادگيري را فراهم مي آورد ؟
با ديگران از جمله رقبا ، متوسط صنعت و بهترين كلاس مقايسه شده است ؟
بر اساس نتايج حاصل از يادگيري و اندازه گيري عملكرد بهبود يافته اند؟
· بهبود (Improvement)
يكي از خروجي هاي كليدي ارزيابي و بازنگري فعاليت هاي بهبود است كه از اين طريق نقاط قوت حفظ شده و زمينه هاي قابل بهبود نيز بهبود مي يابند. بهبود به ميزان و حدود تحلي واستفاده از اندازه گيري ها، اطلاعات حاصل از يادگيري وفعاليت هاي خلاقانه اشاره دارد كه به منظور شناسايي، الويت بندي، برنامه ريزي و استقراربهبودها به كار مي روند. بهبود ها بايد در جاي مناسب، نوآوري در سازمان را نيز منعكس نمايد.
برداشت هايي از منطق رادار
· منطق رادار يعني چگونگي تحقق مدل تعالي سازماني EFQM
· منطق رادار يعني ميزان كسب نتايج برنامه ريزي شده
· منطق رادار يعني ميزان هوشمندي سازماني در تحقق آرمانها و چشم اندازهاي تعريف شده
· منطق رادار يعني هم كار خوب كردن و هم خوب كار كردن
· منطق رادار يعني بهره وري تمام سازمان
· منطق رادار يعني تبديل آنچه هست به آنچه بايد باشد
· منطق رادار يعني داشتن نگرش سيستماتيك به تمام وقايع درون و بيرون سازمان
· منطق رادار يعني دست يابي به بهترين جايگاه يا جايگاه بهترين ها
· منطق رادار يعني باور يادگيري از ايده تا نتايج عمل
· منطق رادار يعني حركت هدفمند، هوشمندانه و سيستماتيك از آنچه هستيم به آنچه مي خواهيم باشيم.
· منطق رادار يعني اندازه گيري نتايج موجود به منظور طراحي نتايج مطلوب
· منطق رادار يعني دغدغه دائم سازمان در مسير بهبود
· منطق رادار يعني مي توانيم و بايد بهتر از آنچه كرده ايم عمل نمائيم
· تحقق باور Pull به جاي Push در تمامي ابعاد و گستره سازمان
· منطق رادار يعني خوشنودي تماميت ذينفعان سازمان
· منطق رادار يعني بهره گيري از خلاقيت و يادگيري از مرحله ايده تا نتايج عملكردي سازمان
· منطق رادار يعني چه كرده ايم كه به «آنچه هست» رسيده ايم و چه بايد بكنيم تا به «آنچه بايد» برسيم
· منطق رادار يعني شيوه اي بهتر براي تحقق باور بهتر شدن
· منطق رادار يعني رشد چالشهاي مثبت سازماني
· منطق رادار يعني بهبود دائمي نسبت به نقطه اي كه در آن قرار داريم
· منطق رادار يعني شيوه سنجش ميزان سلامت سازمان در آزمايشگاه تعالي

